تبليغاتX
آخرین عابر
شنبه 30 آبان1388

كرم هاي شب تاب را زير پا له كردند

درست آن شبي كه ماه هلال بود

 

كرم هاي شب تاب مي درخشيدند

  و نيمي از ماه نمي درخشيد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:29  توسط ستاره  | 

دوشنبه 13 مهر1388
من ادب نمی شوم

ترکه ات را غلاف کن

کف دستانم که هیچ     دلم هم خون شد

من ادب نمی شوم

قهر نکن نگاهم کن

نگاه تو نفس چشمان من است    به اشک بنشیند خفه می شوم

من ادب نمی شوم

باشد تا آخر دنیا یک لنگه پا می ایستم

که تا امروز نه بر پا      که بر باور خود استوار ایستاده ام

من که می دانم دوستم داری!

 

باز هم ساکتی خدا؟! من که می دانم هستی

نکند دنبال سیاه چالم رفته ای

من که آدم نمی شوم .

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:17  توسط ستاره  | 

جمعه 3 مهر1388

به ضربان قلب پاییز  

که در خزان  جاودانه اش ساختی

"هرگزم یاد تو از لوح دل و جان نرود"

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:42  توسط ستاره 

چهارشنبه 11 شهریور1388
تو دست مرا می خوانی

                                دستانم را مشت می کنم تا نخوانی

تو چشمانم را می خوانی

                                   چشم می بندم تا ندانی

تو حرف ناگفته ام را از زبانم می ربایی

                                   دهان می بندم تا نگویی

 

تنها بگو

قدمهایم رابه کدامین سرزمین تبعید کنم که هراسان از پی ات ندوند

تا تو به راز آشکارم نخندی!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:26  توسط ستاره  | 

سه شنبه 30 تیر1388
 

تا به حال به "او" فکر کرده ای

بی نقطه ترین و بی دندانه ترین کلمه

وقتی "تو"   "او" شدی

چه راحت در سرازیری روزها لیز خوردم

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 8:57  توسط ستاره  | 

یکشنبه 3 خرداد1388
 

حكايت حالبي ست

آنهايي كه فكر مي كنند هستند 

                                          اما نيستند

و آنهايي كه فكر مي كنند نيستند

                                         اما هستند

دسته اول خوشبختند

كه احمقانه دل خوشند و آرام

و دسته دوم خوشبختند

كه جاودانه اند و پايدار

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:57  توسط ستاره  | 

یکشنبه 13 اردیبهشت1388
 

شمشیر نمی کشم تا خدایم را بشناسی

و تفاوت من با تو همین است

فریاد نمی کشم که به حق بودنم را بپذیری

و تفاوت من با تو همین است

گونه ای را به سرخی رنگ نمی زنم که پیروانم را بشناسی

و تفاوت من با تو همین است

سیاه نمی کشم که عفتم را پررنگ ببینی

و تفاوت من با تو همین است

حقیر نمی کنم تا بزرگ شوم

ادعا نمی کنم تا بمانم

بی کس نمی کنم تا با کس شوم

و

تفاوت من با تو همین است

که قبله ام نور است

 

فریاد مزن

بس است

می دانم تو سلاله ات پاک است!

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:23  توسط ستاره  | 

سه شنبه 4 فروردین1388
 

براي ديدن فرشته ها

بايد  حتما  زير  خاك  رفت؟

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:7  توسط ستاره  | 

دوشنبه 19 اسفند1387

 

وقتي تمام گلها پوچ مي شوند

به كدامين اعتبار به مشت بسته غنچه ها آب دهم ؟!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:7  توسط ستاره  | 

دوشنبه 12 اسفند1387
حوصله ام سر می رود        می رود        می رود        تا باز به آغاز می رسم

می میرم ، دوباره زنده ام می کند

ایمان می آورم ، می جنگم ، می میرم

می نویسم ، خط می زنم

خط خوردگی هایم را حفظم ، می نویسم

فریاد می زنم ، می گریزم ، می گریزانم

ضجه می زنم که بازگرد،باز طغیان می کنم

خدا می سازم ، توبه می کنم ، سجده می کنم

در  سجده به مامنم کافر می شوم ، بی خدا می شوم

 

از این همه تکرار   حوصله ام سر می رود    می رود    می رود  تا به آغاز می رسم ...

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:41  توسط ستاره  |