تو دروغ مي گويي تا من بخندم
و من احمق مي شوم تا تو دلگير نشوي
آخر
تو چوپان مي شوي و من گوسفند
آن روز گرگ كداممان را خواهد خورد؟!

تو دروغ مي گويي تا من بخندم
و من احمق مي شوم تا تو دلگير نشوي
آخر
تو چوپان مي شوي و من گوسفند
آن روز گرگ كداممان را خواهد خورد؟!

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 19:29  توسط ستاره
|
اين سيب سرخ
همان شعله اي است كه زبان موسي را سوزاند
بگو
حتي با لكنت
هنوز ايمان داري؟
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 18:8  توسط ستاره
|
كابوسهايم بيدار مي شوند
وقتي كه من مي خوابم
مي ترسم
خوابهايم زنده شوند
وقتي كه مي ميرم!

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:29  توسط ستاره
|
دستم لغزيد و صفحه پر شد از سياه
آن هنگام كه سبز را سرخ ديدم
نقش كبوتر سپيدم زير سياهي جا مانده .
فرياد يا ...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 23:19  توسط ستاره
|
كرم هاي شب تاب را زير پا له كردند
درست آن شبي كه ماه هلال بود
كرم هاي شب تاب مي درخشيدند
و نيمي از ماه نمي درخشيد

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 21:29  توسط ستاره
|
ترکه ات را غلاف کن
کف دستانم که هیچ دلم هم خون شد
من ادب نمی شوم
قهر نکن نگاهم کن
نگاه تو نفس چشمان من است به اشک بنشیند خفه می شوم
من ادب نمی شوم
باشد تا آخر دنیا یک لنگه پا می ایستم
که تا امروز نه بر پا که بر باور خود استوار ایستاده ام
من که می دانم دوستم داری!
باز هم ساکتی خدا؟! من که می دانم هستی
نکند دنبال سیاه چالم رفته ای
من که آدم نمی شوم .

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:17  توسط ستاره
|
به ضربان قلب پاییز
که در خزان جاودانه اش ساختی
"هرگزم یاد تو از لوح دل و جان نرود"

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 21:42  توسط ستاره
دستانم را مشت می کنم تا نخوانی
تو چشمانم را می خوانی
چشم می بندم تا ندانی
تو حرف ناگفته ام را از زبانم می ربایی
دهان می بندم تا نگویی
تنها بگو
قدمهایم رابه کدامین سرزمین تبعید کنم که هراسان از پی ات ندوند
تا تو به راز آشکارم نخندی!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 13:26  توسط ستاره
|
تا به حال به "او" فکر کرده ای
بی نقطه ترین و بی دندانه ترین کلمه
وقتی "تو" "او" شدی
چه راحت در سرازیری روزها لیز خوردم

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 8:57  توسط ستاره
|