تبليغاتX
آخرین عابر
پنجشنبه 30 شهریور1385
از تو گله ای ندارم عزیز دل

چرا که تو زیباترین گلم بودی و بر عهد و وفای گل اعتباری نیست.

از تو گله ای ندارم عزیز دل

چرا که من میزبان عشق بودم و تو عشق را آموختی و انسان از آغاز بر آموخته هایش فراموشکار است.

از تو گله ای ندارم عزیز دل

چرا که در دنیای کوچک من تنها تو بودی  اما من در ازدحام دنیای بزرگ تو گم شدم.

از تو گله ای ندارم عزیز دل.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:37  توسط ستاره  | 

پنجشنبه 30 شهریور1385
دهانت را می بویند،

مبادا که گفته باشی دوستت دارم

دلت را می بویند ،روزگار غریبی است ، نازنین

و عشق را کنار تیرک راهبند تازیانه می زنند

عشق را درپستوی خانه نهان باید کرد

در این بن بست کج و پیچ سرما

آتش را ،

به سوختبار سرود و شعر

فروزان می دارند

به اندیشیدن خطر مکن،

روز گار غریبی است نازنین

آن که بر در می کوبد شباهنگام

به کشتن چراغ آمده است

نور ر ا در پستوی خانه نهان باید کرد

آنک ، قصابانند

بر گذرگاه ها مستقر

با کنده و ساطوری خون آلود

روز گار غریبی است نازنین

و تبسم را برلبها جراحی می کنند و

 ترانه رابر دهان

شوق را درپستوی خانه نهان باید کرد

ابلیس پیروز مست،

سور عزای ما را بر سفره نشسته است

خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:17  توسط ستاره  | 

سه شنبه 28 شهریور1385
دو      ر

 من  تو را درمیان صدا یافتم

می     فا

آن هنگام در من شکوفه زدی

سل     لا

لحظه لحظه بالیدی

سی     دو

در من ، نه، من شدی.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:20  توسط ستاره  | 

دوشنبه 27 شهریور1385

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:45  توسط ستاره  | 

دوشنبه 27 شهریور1385
ما چون دو دریچه روبروی هم

آگاه زهر بگو مگوی هم

هرروز سلام و پرسش و حنده

هرروز قرار روز آینده

اکنون دل من شکسته و حسته ست

زیرا یکی از دریچه ها بسته است

نه مهر فسون نه ماه جادو کرد

نفرین به سفر ، که هر چه کرد او کرد

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:30  توسط ستاره  | 

یکشنبه 26 شهریور1385
او می رقصد و من قطره قطره ذوب می شوم

او می چرخد و من لحظه لحظه از پای می نشینم

او در هیاتی سپید می خندد و من در سیاهی آن شب گم می شوم

او در ازدحام شادی و هلهله غوطه می خورد و من در گرداب تنهائی ام فرو می روم

او آغازش را جشن می گیرد و من پایانم را به سوگ می نشینم

اما با او می رقصم

می خندم

هلهله می کنم

تا مبادا به شادی اش خیانت کنم و بگریم.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:49  توسط ستاره  | 

یکشنبه 26 شهریور1385
گل قشنگم

به رسم قدیم ، بعد از او با یاد تو آغاز می کنم

من هنوز هم به خاطره ات وفادارم

و بدان همیشه برایت دلتنگم.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:44  توسط ستاره  | 

یکشنبه 26 شهریور1385
من سلام بی جوابی بوده ام

طرح وهم اندود خوابی بوده ام

زاده پایان روزم زین سبب

راه من یک سر زشهر شب گذشت

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:36  توسط ستاره  | 

چهارشنبه 22 شهریور1385

آخرین عابر این کوچه منم

سایه ام له شده زیر پایم

قصه بس،گرچه سخن بسیار است

تا شب بعد سراغت آیم

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:3  توسط ستاره  |