وسواس گرفته ام
هرچه دست بر سر و گوش اين كلمات مي كشم مطهر نمي شوند
نگاه كن ؛
تن سپيد كاغذهايم را هم چرك كرده اند
آب مي ريزم رويشان
قطره قطره
چكه چكه
اشك به اشك
ديگر تن خيس واژه هايم مي لرزد
سرد است
سرد
بگو مهربان !
براي واژه هاي لرزانم چه آورده اي ؟

وسواس گرفته ام
هرچه دست بر سر و گوش اين كلمات مي كشم مطهر نمي شوند
نگاه كن ؛
تن سپيد كاغذهايم را هم چرك كرده اند
آب مي ريزم رويشان
قطره قطره
چكه چكه
اشك به اشك
ديگر تن خيس واژه هايم مي لرزد
سرد است
سرد
بگو مهربان !
براي واژه هاي لرزانم چه آورده اي ؟

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 22:41  توسط ستاره
|
من ! بت دست ساز تو
كه به بازار از رونق افتاده اش مي گريد
با تكه تكه وجودم بر بنده ام سجده مي كنم
من ! بت بي بنده
تبر بر دوش گرفته ام
كه چنين الهه اي را كامروايي مرگ است
جگرم مي سوزد نازنين
مي سوزد...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 21:46  توسط ستاره
|