تبليغاتX
آخرین عابر
شنبه 24 فروردین1387
 

خورشيد كه از مغرب طلوع كرد

 سايه ها  جاي حقيقت نقش بازي كردند

 و درست همان زمان بود

كه ناكسان تمام كس و كارم شدند

خورشيد به ميانه آسمان رسيده بود

كه دلم براي سايه هاي لرزان لرزيد

و سايه ها افسونم كردند تا حلال ترينها‏ حرامم گردد

اكنون كه خورشيد به مشرق رسيده

تنم از زمين خوردن بسيار دردگرفته

كه بسيار بر سايه ها تكيه كردم

و بسيار بر زمين خوردم

نگاه كن

بدنم كبود شده

باز هم بازي سايه ها

سياه و سپيد بر پيكرم

 

چشمانم مي سوزد

به گمانم باز هم خورشيد از مغرب طلوع كرده ...

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:57  توسط ستاره  |